سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
طریق بندگی عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
اگر می خواهید دوستان و برگزیدگان خدا باشید، به آن که به شما بدی می کند، نیکی کنید و از آن که به شما ستم می کند، درگذرید و بر آن که از شما روی می گرداند، سلام کنید . [عیسی علیه السلام]
العبد[207]
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین... العبد، کوچکیست که دغدغه های دینی دارد. اگر گفتار درستی از او دیدید، یقین بدانید که از قرآن، روایات و گفتار علمای دین است و اگر خطایی دیدید مطمئن باشید که ایراد از نفس من است. والعاقبة للمتقین

خبر مایه
پیوند دوستان
 
****شهرستان بجنورد**** پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان هم اندیشی دینی فرزانگان امیدوار زندگی کاروانی انسان جاری برادران شهید هاشمی کانون فرهنگی شهدا فهادانــ یادداشتهای فانوس درجست وجوی حقیقت دکتر علی حاجی ستوده نهِ/ دی/ هشتاد و هشت پلاک 40 (سرداران بی پلاک) بروبچه های ارزشی بچه مرشد! هم نفس از فرش تا عرش بوی سیب گل پیچک مردود سیاه مشق های میم.صاد وبلاگ شخصی مرتضی صادقی تاریخ مصرف یا بهتره بگم تاریخ بی مصرف تراب هیئت فاطمیون شهرضا MNK Blog ایـــــــران آزاد السلام علیک یا علی بن موسی الرضا صل الله علی الباکین علی الحسین صاعقه fazestan عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) آقاشیر سیب صراط مبین یاامام حسن مجتبی (ع)ادرکنی توشه آخرت قرآن و اهل بیت(ع)تنها راه نجات منطقه آزاد ((( لــبــخــنــد قـــلـــم ((( مبشر صبح بانوی آفتاب دکتر علی حاجی ستوده من هیچم یا علی گفتیم و عشق آغاز شد شیعیان! او خواهد آمد... حدائق ذات بهجة صفحات انتظار در فراق گل نرگس
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین

در جواب به این مسئله که (آی مردم بدوید برید به خلیج فارس رأی بدید) در تاریخ 6 جولای 2010 یک جوابیه ای به یک گروه ایمیل نوشتیم که به نظرمون رسید امروز باید در وبلاگ نیز قرار داد تا دیگرانی نیز آن را بخوانند و در زمین دشمن بازی نخورند. حدود دو سال از این متن می گذرد و می بینیم که هنوز داستان همون داستانه: (عین متنمون رو در پایین می آوریم)

در مورد میل های مرتبط با خلیج فارس و امثالهم. به نظر بنده اینها با این کارشون تنها قصد دارند که یه عده ای رو سرکار بگذارند. چه این که با این کار نه اسم خلیج فارس عوض میشه و نه چیزی. از طرفی اعراب، خیلی جاهای دیگه تو کتاباشون عملا می نویسن خلیج عرب. حالا اونجارو می خوایم چه کنیم. همچنین به نظر بنده این جور مسائل رو نه اعراب بلکه اربابان اعراب ایجاد می کنند تا ما ها رو درگیر با مسائل بچه گانه کنند و از طرفی تأثیر پذیری ما نیز مشخص میشه (پایان متن)

اما ادامه اش را نیز هم اکنون می نویسم:.

این بازی با افکار و به جون هم انداختن عرب و عجم، خودش یک جنگ سایبری است (مدتها تلاش کردند که غرب از عرب حالش به هم بخورد و حال نیز نوبت ماست. یک روز بحث شیعه و سنی، یک روز عرب و عجم، یک روز کوروش کبیر و یک روز مولانا. کجا رفتم. بگذریم)

اگر ما بخواهیم به این چیزها بها بدهیم عقایدمان میشود همان عقاید قبیله ای که عرب جاهلیت داشته! پس چه فرقی هست بین عرب جاهلی و فارس جاهلی؟

ضمنا به فرض که در این رقابت نفس گیر که از بنیه سست بنیاد است، پیروز شویم! نتیجه اش چیست؟ اسم خلیج فارس تغییری نمی کند! یا للعجب!


 

به رأی گذاشتن چیزی که وجود دارد واقعا مضحک است. گویی که بناست برای یک خلیج نامگذاری کنند و حال مانده اند که فارسش بنامند یا عربش! باید دیده های بصیرت باز کنیم.

برای تقریب ذهن مثال می زنم: نام شخصی محمد است. حال بیایید رأی گیری کنید که اسمش محمد باشد یا چنگیز؟ معلوم است که این سوال از ریشه فاسد است.

البته امروز نیز متوجه شدیم (و با این روند قابل پیش بینی هم بود) که نوبتم که باشد، نوبت ابوموسی است. لابد فردا هم رأی گیری می کنند که آیا دین، الهی است یا افیون توده ها و پس فردا می پرسند ... (لطفا بازی نخوریم. ابوموسی، برای ایران است، کما این که خلیج فارس، خلیج فارس است) 

ابوموسی

 

پایدار باشید. یا علی

والعاقبة للمتقین

  
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


در میدان جنگ، دیگر جایی برای تسبیح انداختن نیست، باید تسبیح ها را انداخت و اعتصام کرد بحبل الله، جمیعاً. امروز نخ تسبیح ما باید حبل الله باشد و در میدان جهاد فی سبیل الله، شمشیرهای برّان اندیشه و فکر اسلامیِ جوان ایرانی تیز شود.


ای جوانی که اکنون تو خواص علی زمانی، به این خاص بودنت ببال و از عشق به آن در جهاد فی سبیل الله بمیر که ریختن خون در پای محبوب شیرین است و نگو شیرین بلکه بسیار بسیار شیرین است.


زین پس باید پیام خون شهدا در جای جای سلول های بدنت ریشه بدواند و در میدان تعلیم که مقدم است بر آن تزکیه، خود را آغشته به خون نورهایی کنی که راهی آن نور بودی. راستی از راهیان نور خبر داری؟ از نعل های خلع شده ات در وادی مقدس چه خبر؟ باز هم همان کفش ها را به پایت کردی یا پایت را در یک کفش کرده ای؟ راستی جنس این کفش های جدیدت چگونه است؟ قُم (برخیز) و انذار کن این نفس خودت را که ریختن خون در پای محبوب، جان آدمی می خواهد! نه قطره ای از خون که تمام جان را باید به صاحب جان بسپاری.


به راستی ای جوان از رگ های زندگی ات پرسیده ای که برای چه و که خون را به قلب و از آن به سراسر وجودت پمپاژ می کنند؟! اگر نپرسیده ای فاسئل و به ندای درونی آن گوش فرا ده و ببین که هنوز ندایش، پاسخی علی اصغر وار به فریاد هل من ناصر ینصرنی حسین است یا نه که اگر امروز چنین نکنی معلوم نیست فردا!
آخر می دانی! باید از همین الان به این ندا پاسخ دهی که امروز همان فردایی است که دیروز به فکر آن بودی و اگر این ندای دلت، برگرفته از پیام انقلاب، پیام پیامبران، پیام امام بزرگوار و پیام خون های مطهر بهترین جوانان این ملت - که در این راه ریخته شده است - باشد، برای شما "نوروز" است 1. آری این ندای توانستن را از درون قلبت به اندیشه ات جاری کن و در این راه با تمام وجود به پیش رو که صراط تنها یکی است و جمع بسته نمی شود.


فاستقم کما امرت، مرا به یاد شهید بزرگوار دیالمه می اندازد که پس از تمارین بسیار می گفتند: زین پس تمرین مقاومت است و پس از آن که دیگر تاب همه به پایان می رسید می گفتند: حالا نوبت استقامت است، فاستقم.


خلاصه کلام: جهادی تحصیل کنیم تا جهادی بسازیم (فی سبیل الله). 


از کودکی بر روی آینه منزلمان یک برچسبی هست که روی آن نوشته:


امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی یا اباصالح المهدی


مانده ام با سالیان غفلتم چه کنم! التماس دعا خواهشا. یا علی


1: اگر توانستید پیام انقلاب، پیام پیامبران، پیام امام بزرگوار و پیام خون های مطهر بهترین جوانان این ملت را - که در این راه ریخته شده است - به دل خودتان منتقل کنید، برای شما "نوروز" است. امام خامنه ای


و العاقبة للمتقین


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


شاید بتوان گفت: این دردناک ترین تبسم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها است.
شاید بتوان گفت: این ساده ترین درس مهم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها است.
بیایید مثل ایشان بیندیشیم، می آیید؟
راستی، به نظرتان آخرین تبسم ایشان برای چه می تواند باشد؟


عَلِیُّ بْنُ عِیسَى فِی کَشْفِ الْغُمَّةِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: مَرِضَتْ فَاطِمَةُ ع مَرَضاً شَدِیداً فَقَالَتْ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَیْسٍ أَ لَا تَرَیْنَ إِلَى مَا بَلَغْتُ فَلَا تَحْمِلِینِی عَلَى سَرِیرٍ ظَاهِرٍ فَقَالَتْ لَا لَعَمْرِی وَ لَکِنْ أَصْنَعُ نَعْشاً کَمَا رَأَیْتُ یُصْنَعُ بِالْحَبَشَةِ قَالَتْ فَأَرِینِیهِ فَأَرْسَلَتْ إِلَى جَرَائِدَ رَطْبَةٍ فَقُطِّعَتْ مِنَ الْأَسْوَاقِ ثُمَّ جَعَلَتْ عَلَى السَّرِیرِ نَعْشاً وَ هُوَ أَوَّلُ مَا کَانَ النَّعْشُ فَتَبَسَّمَتْ وَ مَا رَأَیْتُهَا مُتَبَسِّمَةً إِلَّا یَوْمَئِذٍ ثُمَّ حَمَلْنَاهَا فَدَفَنَّاهَا لَیْلًا. وسائل الشیعه ج 3 صفحه 220.


ابن عباس میگوید: در آن هنگامی که حضرت فاطمه سلام الله علیها به شدت مریض شد به اسماء بنت عمیس فرمود: آیا نمیبینى من در چه حالى هستم؟ مبادا مرا روى تخته‏اى بگذارید که جنازه‏ام ظاهر باشد! اسماء گفت: نه بجان خودم قسم، بلکه نظیر آن تابوتى را براى شما درست میکنم که در حبشه دیده بودم.
حضرت زهراء سلام الله علیها به وى فرمود: پس نمونه آن را بمن نشان بده! اسماء فرستاد تا از بازار شاخه‏هاى تازه خرما آوردند. آنگاه آن تابوتى را که در حبشه دیده بود ساخت و آن اولین تابوتى بود که ساخته شد.
راوی می گوید: حضرت زهراء سلام الله علیها پس از دیدن آن تابوت تبسم کردند و هیچ وقت غیر از آن موقع ایشان را متبسم ندیدم. سپس جنازه آن بانو را شبانه بردیم و دفن نمودیم.‏


به نظرم یک تبسم ایشان، هزار هزار استدلال می ارزد. شما چه فکر می کنید؟
آیا اندیشه مان مثل ایشان است؟ باید اندیشید.


و العاقبة للمتقین


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


امام خامنه ای حفظه الله، 14 خرداد 1389 در مرقد مطهر امام خمینی رحمة الله علیه چنین فرمودند:
اگر نظام سیاسى کشور بر پایه‏ى شریعت اسلامى و تفکر اسلامى نباشد، امکان ندارد که اسلام بتواند با ستمگران عالم، با زورگویان عالم، با زورگویان یک جامعه، مبارزه‏ى واقعى و حقیقى بکند. لذا امام حراست و صیانت از جمهورى اسلامى را اوجب واجبات مى‏دانست. اوجب واجبات، نه از اوجب واجبات. واجب‏ترین واجبها، صیانت از جمهورى اسلامى است؛ چون صیانت اسلام- به معناى حقیقى کلمه- وابسته‏ى به صیانت از نظام سیاسى اسلامى است. بدون نظام سیاسى، امکان ندارد.
امام جمهورى اسلامى را مظهر حاکمیت اسلام مى‏دانست‏.

و این هم کلام حضرت روح الله خمینی رحمة الله علیه:
امروز ما از روزهاى قبل بیشتر احتیاج به همبستگى داریم. امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح‏ریزى مى‏کنند؛ براى اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامى و جمهورى اسلامى را شکست بدهند و نابود کنند. و این یک تکلیف الهى است براى همه که اهمّ تکلیفهایى است که خدا دارد؛ یعنى، حفظ جمهورى اسلامى از حفظ یک نفر- و لو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است؛ براى اینکه امام عصر هم خودش را فدا مى‏کند براى اسلام. همه انبیا از صدر عالَم تا حالا که آمدند، براى کلمه حق و براى دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند.
پیامبر اکرم آن همه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آن همه زحمات را متکفّل شدند و جانبازى‏ها را کردند؛ همه براى حفظ اسلام است. اسلام یک ودیعه الهى است پیش ملتها که این ودیعه الهى براى تربیت خود افراد و براى خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه کس واجب عینى است؛ یعنى، همه مکلف هستیم حفظ کنیم تا آن وقتى که یک عده‏اى قائم بشوند براى حفظ او، که آن وقت تکلیف از دیگران برداشته مى‏شود.


در انتها باری دیگر دعای تقاضای بصیرت را که از امام این مکتب جعفری، امام صادق علیه السلام رسیده است، بخوانیم:


اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ‏ النُّورَ فِی‏ بَصَرِی‏ وَ الْبَصِیرَةَ فِی دِینِی وَ الْیَقِینَ فِی قَلْبِی وَ الْإِخْلَاصَ فِی عَمَلِی وَ السَّلَامَةَ فِی نَفْسِی وَ السَّعَةَ فِی رِزْقِی وَ الشُّکْرَ لَکَ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی. التماس دعا


والعاقبة للمتقین



9/10/90::: 10:1 ع
نظرات محبان مهدی عج
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


سلام، اینها حرفهاییست که دوست داشتیم به هنگام ورود به دانشگاه بشنویم. می نویسیم تا برای خود و شما تذکر و یادآوری باشد. انشاءالله که موفق باشید. (از همین جا از این که حالت امر و نهیی نوشته ایم پوزش می خواهم.)


1) هیچ گاه برای فارغ التحصیلی، تحصیل نکنید! از مهد تا لحد باید انسان طالب علم باشد.
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز می فرمایند: بر دانشجو است که نفس خود را وادارد به طلب علم و از یادگرفتن خسته نشود و آنچه را یادگرفته زیاد نشمارد.


2) به فکر نمره نباشید اما بهترین باشید.
امام صادق علیه السلام یک روایتی در مورد ورع دارند و می فرمایند از ما نیست و کرامتی ندارد آنکه در شهری صد هزار نفری یا بیشتر زندگی کند و در آن شهر کسی با ورع تر (با تقواتر) از او باشد.
باور کنید شاگرد اول شدن راحت است، اما فرق است میان یادگیری و نمره آوری (نکته: اگر شاگرد اول نشدید، در مورد شاگرد اولتان قضاوت نکنید).


3) به کم راضی نشوید و خود را دست کم نگیرید (البته مغرور هم نشوید). خود را آن کسی بدانید که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در موردشان فرمودند: مردانی از قوم سلمان به قله های علم دست خواهند یافت گرچه دانش در ستاره ثریا باشد. (حواسمان باشد که بیخودی به آریایی بودن افتخار کردن که این روزها مد شده، فایده ای ندارد.)


4) از استادان بپرسید هر آنچه را نسبت به آن جهل دارید که طبق روایات در اینجا حیا کردن مذموم است.


5) احتمالا با اساتید غرغرو و نق نقو مواجه شوید که همش از بدبختی ها می گویند و دریغ از ذره ای ایجاد انگیزه (انصافا تعدادشان کم است اما وجود دارد) و اگر در رشته های علوم انسانی تحصیل می کنید که داستان بسی پیچیده تر است. در هر حال به عنوان استاد احترامش کنید، تا آنجا که می توانید ازش چیز یاد بگیرید اما مواظب باشید که سستان نکنند.


6)  درس را قورت دهید، اونوقت می بینید که نه تنها به دنبال کار نمی روید، بلکه کار به دنبالتان می دود. (صبور باشید. حقا که چهارسال کارشناسی، مدت زمان عالی برای پیشرفت در هر بابیست.) و فراموش نکنید که ما موظف به انجام وظیفه ایم و حصول نتیجه با خداست، به او اعتماد کنیم. این را فراموش نکنید که تا کنون او ما را روزی داده، زین پس مگر چه کسی جز او می خواهد ما را روزی دهد؟


7) خود را به عنوان یکی از انصار و اعوان امام زمان علیه السلام ببینیم (یاری رسان او در کنار دوست و در مقابل دشمنش باشیم)، آنگاه دست به خیلی کارها زده و دست از خیلی کارها پاک خواهیم کرد.


8) در کلاس های مختلط، بهترین حالت این است که آقایان جلو و خانم ها پشت بنشینند، سعیتان را بکنید. (انشاءالله که در کلاس های هم سطح، خانم ها به قد و قامت رعنای آقایان ایراد نگیرند.) این کار دلیلی قرآنی هم داره. وقتی دختر حضرت شعیب به حضرت موسی برخورد، به حضرت موسی گفت که جلو حرکت کند و او پشت سرش حرکت خواهد کرد.


9) این بیت یکی از علمایمان را فراموش نکنید:
منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش......... مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمن ها


10) سنگرهای دانشگاه یعنی مساجد را پر نگه دارید که دوستان با تقوا هم در آنجا یافت می شوند. حقیقتا جایی که نمازخوان هایش جملگی جوانند، یک حالی دیگر دارد.


11) نگذارید هر موج سواری، ازتان استفاده کند. سیاست بازی نکنید (بازی برا بچه هاست)، اما سیاسی باشید که یک ششم آیات قرآن سیاسی است.


12) جامع نگر باشید. معمولا چارت درسی رشته ها خوب ترسیم شده، اما خروجی آن ضعیف است. سعی کنید هر آنچه که مورد نیاز آن درس هست، بخوانید و عمل کنید، حتی فراتر از کتاب مرجع پا بگذارید که معمولا کلی از آن برای آزمون ترم هم حذف می شود.


13) یک روز هفته تان را حتما مختص آموزه های دینی قرار دهید و مخصوصا حضور در کلاس های علوم اسلامی بسیار مفید است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: اُف بر هر مسلمانی که جمعه ای بر او بگذرد و روزی را در آن (هفته) قرار ندهد که در آن روز، در امر دینش تفقه نموده و از دینش سؤال نماید.


14) فراموش نکنید که بسیاری آمدند و رفتند و می آیند و می روند اما: و العاقبة للمتقین