سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
طریق بندگی عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
و به سوی محبّتت، راهی آسان برایم بگشا که بدان، برایم خیر دنیا و آخرت را کامل گردانی . [امام سجّاد علیه السلام ـ در دعا ـ]
العبد[186]
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین... العبد، کوچکیست که دغدغه های دینی دارد. اگر گفتار درستی از او دیدید، یقین بدانید که از قرآن، روایات و گفتار علمای دین است و اگر خطایی دیدید مطمئن باشید که ایراد از نفس من است. والعاقبة للمتقین

خبر مایه

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


شاید بتوان گفت: این دردناک ترین تبسم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها است.
شاید بتوان گفت: این ساده ترین درس مهم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها است.
بیایید مثل ایشان بیندیشیم، می آیید؟
راستی، به نظرتان آخرین تبسم ایشان برای چه می تواند باشد؟


عَلِیُّ بْنُ عِیسَى فِی کَشْفِ الْغُمَّةِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: مَرِضَتْ فَاطِمَةُ ع مَرَضاً شَدِیداً فَقَالَتْ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَیْسٍ أَ لَا تَرَیْنَ إِلَى مَا بَلَغْتُ فَلَا تَحْمِلِینِی عَلَى سَرِیرٍ ظَاهِرٍ فَقَالَتْ لَا لَعَمْرِی وَ لَکِنْ أَصْنَعُ نَعْشاً کَمَا رَأَیْتُ یُصْنَعُ بِالْحَبَشَةِ قَالَتْ فَأَرِینِیهِ فَأَرْسَلَتْ إِلَى جَرَائِدَ رَطْبَةٍ فَقُطِّعَتْ مِنَ الْأَسْوَاقِ ثُمَّ جَعَلَتْ عَلَى السَّرِیرِ نَعْشاً وَ هُوَ أَوَّلُ مَا کَانَ النَّعْشُ فَتَبَسَّمَتْ وَ مَا رَأَیْتُهَا مُتَبَسِّمَةً إِلَّا یَوْمَئِذٍ ثُمَّ حَمَلْنَاهَا فَدَفَنَّاهَا لَیْلًا. وسائل الشیعه ج 3 صفحه 220.


ابن عباس میگوید: در آن هنگامی که حضرت فاطمه سلام الله علیها به شدت مریض شد به اسماء بنت عمیس فرمود: آیا نمیبینى من در چه حالى هستم؟ مبادا مرا روى تخته‏اى بگذارید که جنازه‏ام ظاهر باشد! اسماء گفت: نه بجان خودم قسم، بلکه نظیر آن تابوتى را براى شما درست میکنم که در حبشه دیده بودم.
حضرت زهراء سلام الله علیها به وى فرمود: پس نمونه آن را بمن نشان بده! اسماء فرستاد تا از بازار شاخه‏هاى تازه خرما آوردند. آنگاه آن تابوتى را که در حبشه دیده بود ساخت و آن اولین تابوتى بود که ساخته شد.
راوی می گوید: حضرت زهراء سلام الله علیها پس از دیدن آن تابوت تبسم کردند و هیچ وقت غیر از آن موقع ایشان را متبسم ندیدم. سپس جنازه آن بانو را شبانه بردیم و دفن نمودیم.‏


به نظرم یک تبسم ایشان، هزار هزار استدلال می ارزد. شما چه فکر می کنید؟
آیا اندیشه مان مثل ایشان است؟ باید اندیشید.


و العاقبة للمتقین


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


امام خامنه ای حفظه الله، 14 خرداد 1389 در مرقد مطهر امام خمینی رحمة الله علیه چنین فرمودند:
اگر نظام سیاسى کشور بر پایه‏ى شریعت اسلامى و تفکر اسلامى نباشد، امکان ندارد که اسلام بتواند با ستمگران عالم، با زورگویان عالم، با زورگویان یک جامعه، مبارزه‏ى واقعى و حقیقى بکند. لذا امام حراست و صیانت از جمهورى اسلامى را اوجب واجبات مى‏دانست. اوجب واجبات، نه از اوجب واجبات. واجب‏ترین واجبها، صیانت از جمهورى اسلامى است؛ چون صیانت اسلام- به معناى حقیقى کلمه- وابسته‏ى به صیانت از نظام سیاسى اسلامى است. بدون نظام سیاسى، امکان ندارد.
امام جمهورى اسلامى را مظهر حاکمیت اسلام مى‏دانست‏.

و این هم کلام حضرت روح الله خمینی رحمة الله علیه:
امروز ما از روزهاى قبل بیشتر احتیاج به همبستگى داریم. امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح‏ریزى مى‏کنند؛ براى اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامى و جمهورى اسلامى را شکست بدهند و نابود کنند. و این یک تکلیف الهى است براى همه که اهمّ تکلیفهایى است که خدا دارد؛ یعنى، حفظ جمهورى اسلامى از حفظ یک نفر- و لو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است؛ براى اینکه امام عصر هم خودش را فدا مى‏کند براى اسلام. همه انبیا از صدر عالَم تا حالا که آمدند، براى کلمه حق و براى دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند.
پیامبر اکرم آن همه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آن همه زحمات را متکفّل شدند و جانبازى‏ها را کردند؛ همه براى حفظ اسلام است. اسلام یک ودیعه الهى است پیش ملتها که این ودیعه الهى براى تربیت خود افراد و براى خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه کس واجب عینى است؛ یعنى، همه مکلف هستیم حفظ کنیم تا آن وقتى که یک عده‏اى قائم بشوند براى حفظ او، که آن وقت تکلیف از دیگران برداشته مى‏شود.


در انتها باری دیگر دعای تقاضای بصیرت را که از امام این مکتب جعفری، امام صادق علیه السلام رسیده است، بخوانیم:


اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ‏ النُّورَ فِی‏ بَصَرِی‏ وَ الْبَصِیرَةَ فِی دِینِی وَ الْیَقِینَ فِی قَلْبِی وَ الْإِخْلَاصَ فِی عَمَلِی وَ السَّلَامَةَ فِی نَفْسِی وَ السَّعَةَ فِی رِزْقِی وَ الشُّکْرَ لَکَ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی. التماس دعا


والعاقبة للمتقین



9/10/90::: 10:1 ع
نظرات محبان مهدی عج
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


سلام، اینها حرفهاییست که دوست داشتیم به هنگام ورود به دانشگاه بشنویم. می نویسیم تا برای خود و شما تذکر و یادآوری باشد. انشاءالله که موفق باشید. (از همین جا از این که حالت امر و نهیی نوشته ایم پوزش می خواهم.)


1) هیچ گاه برای فارغ التحصیلی، تحصیل نکنید! از مهد تا لحد باید انسان طالب علم باشد.
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز می فرمایند: بر دانشجو است که نفس خود را وادارد به طلب علم و از یادگرفتن خسته نشود و آنچه را یادگرفته زیاد نشمارد.


2) به فکر نمره نباشید اما بهترین باشید.
امام صادق علیه السلام یک روایتی در مورد ورع دارند و می فرمایند از ما نیست و کرامتی ندارد آنکه در شهری صد هزار نفری یا بیشتر زندگی کند و در آن شهر کسی با ورع تر (با تقواتر) از او باشد.
باور کنید شاگرد اول شدن راحت است، اما فرق است میان یادگیری و نمره آوری (نکته: اگر شاگرد اول نشدید، در مورد شاگرد اولتان قضاوت نکنید).


3) به کم راضی نشوید و خود را دست کم نگیرید (البته مغرور هم نشوید). خود را آن کسی بدانید که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در موردشان فرمودند: مردانی از قوم سلمان به قله های علم دست خواهند یافت گرچه دانش در ستاره ثریا باشد. (حواسمان باشد که بیخودی به آریایی بودن افتخار کردن که این روزها مد شده، فایده ای ندارد.)


4) از استادان بپرسید هر آنچه را نسبت به آن جهل دارید که طبق روایات در اینجا حیا کردن مذموم است.


5) احتمالا با اساتید غرغرو و نق نقو مواجه شوید که همش از بدبختی ها می گویند و دریغ از ذره ای ایجاد انگیزه (انصافا تعدادشان کم است اما وجود دارد) و اگر در رشته های علوم انسانی تحصیل می کنید که داستان بسی پیچیده تر است. در هر حال به عنوان استاد احترامش کنید، تا آنجا که می توانید ازش چیز یاد بگیرید اما مواظب باشید که سستان نکنند.


6)  درس را قورت دهید، اونوقت می بینید که نه تنها به دنبال کار نمی روید، بلکه کار به دنبالتان می دود. (صبور باشید. حقا که چهارسال کارشناسی، مدت زمان عالی برای پیشرفت در هر بابیست.) و فراموش نکنید که ما موظف به انجام وظیفه ایم و حصول نتیجه با خداست، به او اعتماد کنیم. این را فراموش نکنید که تا کنون او ما را روزی داده، زین پس مگر چه کسی جز او می خواهد ما را روزی دهد؟


7) خود را به عنوان یکی از انصار و اعوان امام زمان علیه السلام ببینیم (یاری رسان او در کنار دوست و در مقابل دشمنش باشیم)، آنگاه دست به خیلی کارها زده و دست از خیلی کارها پاک خواهیم کرد.


8) در کلاس های مختلط، بهترین حالت این است که آقایان جلو و خانم ها پشت بنشینند، سعیتان را بکنید. (انشاءالله که در کلاس های هم سطح، خانم ها به قد و قامت رعنای آقایان ایراد نگیرند.) این کار دلیلی قرآنی هم داره. وقتی دختر حضرت شعیب به حضرت موسی برخورد، به حضرت موسی گفت که جلو حرکت کند و او پشت سرش حرکت خواهد کرد.


9) این بیت یکی از علمایمان را فراموش نکنید:
منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش......... مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمن ها


10) سنگرهای دانشگاه یعنی مساجد را پر نگه دارید که دوستان با تقوا هم در آنجا یافت می شوند. حقیقتا جایی که نمازخوان هایش جملگی جوانند، یک حالی دیگر دارد.


11) نگذارید هر موج سواری، ازتان استفاده کند. سیاست بازی نکنید (بازی برا بچه هاست)، اما سیاسی باشید که یک ششم آیات قرآن سیاسی است.


12) جامع نگر باشید. معمولا چارت درسی رشته ها خوب ترسیم شده، اما خروجی آن ضعیف است. سعی کنید هر آنچه که مورد نیاز آن درس هست، بخوانید و عمل کنید، حتی فراتر از کتاب مرجع پا بگذارید که معمولا کلی از آن برای آزمون ترم هم حذف می شود.


13) یک روز هفته تان را حتما مختص آموزه های دینی قرار دهید و مخصوصا حضور در کلاس های علوم اسلامی بسیار مفید است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: اُف بر هر مسلمانی که جمعه ای بر او بگذرد و روزی را در آن (هفته) قرار ندهد که در آن روز، در امر دینش تفقه نموده و از دینش سؤال نماید.


14) فراموش نکنید که بسیاری آمدند و رفتند و می آیند و می روند اما: و العاقبة للمتقین


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


لابد اومدید ببینید چه روضه ای براتون می خونم. بقیع را با روضه چه کار؟ تمام روضه بقیع همین سنگ و خاک است. در 8 شوال این تصویر را ببینید گریه کنید و بلند شید برید پی کارتان.


بقیع


اما بگذارید روضه خود را بگویم.
از مقبره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دور می شوی، حیران و سرگردان در کوچه پس کوچه های بنی هاشم قدم برمیداری، کوچه ای که از آن فقط هیچ باقی مانده است، کم کم وارد بقیع می شوی
. نگاهی به سمت راست بقیع می اندازی. هیچ نمی بینی جز چند سنگ! (نکند یه وقت برگردی به پشتت نگاه کنی که نگاه به سنگ ام البنین هم ممنوعه.) گاهی اوقات بغضت می گیرد گاهی اوقات منگ می شوی گاهی هنگ و گاهی دل تنگ. مگر کسی می تواند در آنجا گریه کند! باید در درونت هق هق کنی. تا که سرمست می شوی صدای عرعر دو وهابی فارسی زبان را می شنوی که در حال شبهه پراکنی به خیال خامشان هستند. هر بار که صدای عرعرشان را شنیدی با خود بگو: تمام این هایی که می گویید درست، اما فقط یک سوال؟


قبر مادرمان زهرا سلام الله علیها کجاست؟


انشاءالله در سحرگاهی نزدیک، گنبد آنان را طلایی ببینیم و بتوانیم پایین پای ام البنین به وظیفه سقایی خود عمل کنیم.


و العاقبة للمتقین


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین


گفتم که الف گفت دگر هیچ مگو


در خانه اگر کس است یک حرف بس است


شاید داستان عبد فراری را شنیده باشید، اما تکرار آن هم زیباست.


دانلود فایل صوتی mp3: عبد فراری (691 کیلو بایت)


التماس دعا


و العاقبة للمتقین